باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

دوباره پندر و دره جنیان

1392/7/17 11:58
نویسنده : میم
1,717 بازدید
اشتراک گذاری

باران و پدر در حالیکه ما ( بنده و آنا ) در ارتفاعات بودیم به سرعت از ما دور شدن یعنی به نظرتون قصد خاصی داشتن ؟ مثلا اینکه ما را برای عصرانه پلنگها پیشکش کرده باشن

 

باران و آنا در حال مهیا کردن چای با آب زلال چشمه

نکته ای در عکس پایین نهفته است

جای دوستان خالی هوا خیلی خنک بود (گواهش ژاکت باران) و یک عدد فنچ روی شاخه درخت میخواند ( البته این نکته عکس بالا نیست )

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

شادی
17 مهر 92 20:45
خوش به حالتون. چه طبیعت قشنگی. به به چای. نوش جونتون. همیشه به گردش. من و همسرم هم عاشق سفر و طبیعت گردی هستیم. بابای باران بالای درخته؟؟؟
نوشين مامان آريا
20 مهر 92 9:34
عزيزم خوش بگذره هميشه به گردش و شادي
مامان ساینا
21 مهر 92 19:53
بابای باران روی درخته دوتا درخت به هم وصلا یعنی یکی شدن آیا؟
مامان هستی شرین زبون
22 مهر 92 14:42
چه جای باصفاییییییی. خصوصی عزیزم
سولماز مامان باران
30 مهر 92 16:32
همیشه به گردش دوستم
فرشته مامان نیایش
2 آبان 92 16:46
سلام خانمی. خوبییییییییید؟؟؟؟؟ سفر بی خطر امیدوارم که حسابی بهتون خوش گذشته باشه. بوس برای باران جون.
مامان هستی شرین زبون
2 آبان 92 21:42
آپم گلم...
هدا مامان ماهور
4 آبان 92 13:58
ایشالله همیشه به شادی و تندرستی کنار هم خوش و خرم باشید و جمعتون پایدار
مامان بهداد
6 آبان 92 23:26
دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره . . . باران جانم تولدت مبارک. امیدوارم که همیشه سلامت و خوشبخت باشی.
مامانی درسا
7 آبان 92 1:38
عزیزم تولدت هزاران بار مبارک انشاالله در پناه حق همیشه شاد باشی و سلامت
مامان ساینا
9 آبان 92 18:23
نکته رو نگفتی مانلی جون خودت بگو دیگه




همون که خودتون گفتین بابای باران بالای درخته و در ادامه از روی درخت به اینطرف جویبار صعود میکنن