دوباره پندر و دره جنیان

باران و پدر در حالیکه ما ( بنده و آنا ) در ارتفاعات بودیم به سرعت از ما دور شدن یعنی به نظرتون قصد خاصی داشتن ؟ مثلا اینکه ما را برای عصرانه پلنگها پیشکش کرده باشن
باران و آنا در حال مهیا کردن چای با آب زلال چشمه

نکته ای در عکس پایین نهفته است

جای دوستان خالی هوا خیلی خنک بود (گواهش ژاکت باران) و یک عدد فنچ روی شاخه درخت میخواند ( البته این نکته عکس بالا نیست )
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دوباره پندر و دره جنیان
